بایدن و کنفرانس بین المللی خاورمیانه


جیمز زاگبی

در ژانویه 2017 ، خاورمیانه ، که ترامپ از اسلاف خود به ارث برده بود ، در بیشتر قسمتها از هم پاشید. داعش بخشهای بزرگی از عراق و سوریه را کنترل می کرد ، جنگهای داخلی در یمن و لیبی درگرفته بود و ایران و ترکیه – هر یک آرزو داشتند که به یک هژمون منطقه تبدیل شوند – درگیر درگیری های خاورمیانه بودند. دولت ترامپ به جای ادامه تلاش های رئیس جمهور باراک اوباما برای شکست داعش و به جای مخالفت با حرکت منفی منطقه ای در جبهه های دیگر ، یک سری سیاست های کوته بینانه و چندپارچه منطقه ای را دنبال کرد. کشورها به جای تلاش برای ایفای نقش اصلی در کاهش تنش ها و حل منازعات ، درگیر بسیاری از آنها شده اند و اوضاع منطقه را بدتر می کنند.
ما هنوز هزینه عواقب فاجعه بار جنگ عراق را که جورج دبلیو بوش به راه انداخته و ناتوانی دولت اوباما و ترامپ در ترمیم خسارت را پرداخت می کنیم. علاوه بر این ، تأثیر همه گیری Covid-19 بر مردم خاورمیانه و ناتوانی ضعیف ترین کشورهای منطقه در مقابله با گسترش مداوم ویروس کرونا. از آنجا که دولت آینده بایدن رویکرد خود را در منطقه ترسیم می کند ، موارد مختلفی باید روشن شود. اولاً ، بازگشت به وضعیت موجود قبل از از سرگیری توافق هسته ای ، همانطور که بود ، یا از سرگیری مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین امکان پذیر نیست. در عوض ، تأمل در واقعیت های جدید موجود در منطقه ضروری است و باید از شکست های گذشته درس گرفت.
شناختن این نکته نیز مهم است که ایالات متحده که هنوز هم از قدرت و منابع زیادی برخوردار است ، دیگر نقش رهبری مسلط را که دو دهه پیش داشت ، ندارد. همچنین تشخیص این نکته مهم است که نادیده گرفتن دیدگاه جامع نگر و پرداختن به مسائل خرده فروشی امکان پذیر نیست ، زیرا همه چیز در هم تنیده است. و همه بازیگران منطقه ای ، در تشکل های مختلف ، در همه مناطق مشکل منطقه شرکت می کنند. و آنچه در خاورمیانه اتفاق می افتد ممکن است به اندازه دو جنگی که در قرن گذشته در اروپا درگرفته است قدرتمند نباشد ، اما زمان آن رسیده است که این درگیری های درهم تنیده در خاورمیانه را به عنوان یک جنگ جهانی ببینیم.
اگر ایالات متحده باید نقشی سازنده داشته باشد ، بهتر است این کار را با بسیج تلاش های گسترده بین المللی آغاز کنیم که زمینه را برای یک رویکرد جامع برای حل بحران های متقابل ایجاد می کند که در حال حاضر خاورمیانه را از هم پاشیده است. هدف فوری این تلاش فراخوانی یک کنفرانس بین المللی صلح است که در آن همه کشورهای شرکت کننده تحت نظارت سازمان ملل شرکت می کنند. موضوع اصلی در لیست اولویت های این کنفرانس باید ایجاد یک چارچوب منطقه ای ، مشابه سازمان امنیت و همکاری در اروپا باشد ، که علاوه بر تعهدات ، زمینه گفتگو برای بحث در مورد تضمین های امنیت منطقه ای را برای همه کشورها فراهم کند. برای عدم مداخله و عدم پرخاشگری. برای ارتقا integration ادغام و رونق اقتصادی نیز باید مبنایی برای تجارت و سرمایه گذاری منطقه ای ایجاد شود.
گروه های کاری باید کنفرانس بین المللی را ترک کنند ، که در آن همه شرکت کنندگان به موضوعات مهم منطقه ای می پردازند. به عنوان مثال ، باید بحث های شدیدی در مورد درگیری اسرائیل و فلسطین ، جنگ های درگیر در سوریه ، یمن و لیبی ، لغو سلاح های کشتار جمعی و نقشی که افراط گرایی مذهبی فرقه ای در اوج گرفتن بحران داشته است ، وجود داشته باشد. چنین رویکردی دشوار است و تندروها در برخی کشورها به سرعت آن را رد می کنند. اما مزایای آن بهتر از مزایای راه حل های جایگزین است.
هر یک از این درگیری ها شامل نیروهای منطقه ای رقیب است ، بنابراین اگر به صورت چندپاره ای با آن کنار بیاییم ، اوضاع در وضعیت بحرانی باقی می ماند و با هر درگیری طوری رفتار می کنیم که گویی صرفاً محصول تحولات منطقه ای است. اما رویکرد جامع اتخاذ شده توسط 5 عضو دائمی شورای امنیت ، علاوه بر آلمان ، بیانگر استفاده بسیار بهتر از قدرت و نفوذ این کشورها در کنار هم است و سپس بر روی هر موضوع تمرکز می کند. و اتخاذ یک چشم انداز مسالمت آمیز در خاورمیانه که مردم را به حدی متقاعد کند که آنها می توانند چشم انداز آینده امیدوار کننده را تصور کنند ، شاید به عنوان رویکردی که رهبران و رهبران افکار منطقه را بر انگیخته تا خواستار تغییر مسیر دور از دیدگاه فعلی باشند. کاهش می یابد.
نظرسنجی های ما به ما می گوید که مردم خاورمیانه خواهان وحدت منطقه ای و سرمایه گذاری منطقه ای در آینده هستند که صلح و سعادت را به ارمغان بیاورد. این کشورها پر از جنگ و درگیری است و اکنون آنها خواهان شغل پایدار ، تحصیلات ، سلامتی و آینده بهتر فرزندان خود هستند و زمان آن فرا رسیده است که به آنها گوش فرا دهیم.





مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *