فساد اداری برای دموکراسی – الاهبار یک روزنامه الکترونیکی مستقل در مراکش است


علی طاها النوبانی

نمایندگان از وزرا خواستگاری کردند تا فرزندان و دوستانشان را به عجیب ترین شکل دموکراسی که بشر در قرن بیست و یکم می شناسد منصوب کنند. از آنجا که بزرگترین رایانه ها نمی توانند مکانیسم های جادویی مورد استفاده برای تعیین نمایندگان مردم را درک کنند ، چه رسد به نقش آنها در ایالت. که از قانونگذاری و سانسور گرفته تا التماس و دور زدن حقوق بشر و مشارکت در فساد را در بر می گیرد.
در فصول انتخابات ، شهرها و کلانشهرها به دو طایفه رقیب تقسیم می شوند. و حتی گاهی اوقات می جنگد. مردان هر طایفه نامزد قبیله را انتخاب می کردند و سپس زنان را مجبور می کردند که به او رای دهند. هر داوطلب تمام تلاش خود را برای تأیید مقامات انجام می دهد ، آنها تصمیم می گیرند چه کسی متناسب با صحنه است و چه کسی به آن پاسخ نمی دهد ، و اگر معاون شود ، از گلو عبور کرده ، از مرزهای صحرا و سراب عبور کرده و به اسرار افتتاح صحنه پی برده است. درها و تجارت اشتباه در مقابل حق.
نماینده ما بدون در نظر گرفتن سن ، مستمری مادام العمر زیادی دریافت می کند ، مشروط بر اینکه 7 سال سابقه خدمت داشته باشد که 4 سال آن در مجلس است.
برای مقایسه: یک نماینده کنگره آمریکا در موارد زیر حقوق بازنشستگی دریافت می کند:
اگر او بیش از 62 سال دارد و حداقل 5 سال تجربه دارد.
اگر سن وی از 50 سال بیشتر باشد و خدمت حداقل 20 سال باشد.
اگر خدمت وی ​​بدون توجه به خدمت بیش از 25 سال باشد.
واضح است که قانون ما تضمین می کند که یک نماینده به صفوف عمومی بازنمی گردد ، صرف نظر از موفقیت یا عدم موفقیت در جلسه دیگر. این باعث تقویت روحیه خودخواهی و سوختن کشتی ها می شود و در جریان منافع شخصی ادغام می شود و آن را به منافع عمومی ارائه می دهد.
از روز اول ، نقش او – غالباً – برای افزایش هرج و مرج ، سوختن حرص ، ارائه تأخیر و کند کردن آنچه قبلاً ذکر شد آغاز می شود ، به طوری که کشور به نقاط ضعف درمانده ای تقسیم می شود که از یک سو در خط بیکاری و بدبختی قرار دارند. ، و افراد با نفوذی که به جای عدالت خواهی و استفاده از حقوق ، از حامیان خود سو take استفاده کرده و فساد را ترویج می کنند.
آنها برای اشتغال همه افراد جویای کار به پروژه های بزرگ سرمایه گذاری احتیاج ندارند ، اما آنها از انحصار فرصت های کم و تماشای قطع فرزندان ما از زندگی که گویی روی زغال سنگ راه می روند لذت می برند.
آنها اصرار بر تغییر ساختار حقوق برای تحقق عدالت بین مقامات گمرکی مانند کارکنان بهداشت ، آموزش و پرورش و سایر افراد ندارند ، بلکه سعی می کنند با توزیع فرزندان خود در سایت هایی با حقوق و مزایای بیشتر ، از این عدم تعادل ناعادلانه استفاده کنند. از این طریق آنها در پی ایجاد جامعه ای تقسیم شده به مظلوم و مظلوم ، مستضعفان و مستضعفان هستند که به پدر نگاه نمی کنند. او سوار دین و مراقبت شد تا فرزندانش را تعلیم دهد ، یا مادری هزینه درمان خود را پس داد تا هزینه های دانشگاه را برای فرزندان خود بپردازد ، سپس آنها سرما ، گرسنگی و احساس حاشیه نشینی و بی عدالتی را یخ زدند و جستجوی آنها از سفر ناامید شد. که به ایمنی نرسیده و مقصد یا مسیر را نمی دانند.
چه ظلم و خودخواهی به وضعیت ما رسیده است.
چگونه در بالای شکم خود ادامه می دهید؟
من در هر دین یا قانونی می خوانم که این قانون جنگل نیست.
در اینجا شما را می بینیم ، نقص بر نقص ، تا زمانی که احساس بی عدالتی و ناامیدی به حدی رسیده باشد که هیچ بهره وری وجود نداشته باشد ، خلاقیت را از بین ببرد و احساس از دست دادن و تکه تکه شدن را تشدید کند.
دموکراسی در کشورهای ما تا حدی سازگار بوده است که هر زمان با یک چهره انتخاب شده به زبان عربی دست می دهیم ، انگشتان خود را می شماریم. و در اصل تأیید حاکمیت قانون و عدالت آن نبوده است. این به ابزاری برای بی عدالتی و دور زدن قانون تبدیل شده است.
از شما و وجدانتان ممنون می شویم که ما را گنگ زده اید تا زمانی که پوچی کلمه و تلخی سکوت را یاد بگیریم.





مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *