نظامیان ، سیاستمداران در اسرائیل – الاحبار یک روزنامه الکترونیکی مستقل در مراکش است


آنتوان شلهت

در حال حاضر صحنه سیاسی اسرائیل شاهد افزایش بی سابقه تعداد احزاب جدیدی است که قصد دارند انتخابات عمومی آینده را در 23 مارس به چالش بکشند که چهارمین دوره در کمتر از دو سال خواهد بود. شاید برجسته ترین آنها حزب اسرائیل باشد که توسط ران هولدای ، شهردار تل آویو تاسیس شده است. به زودی وزیر دادگستری آوی نیسکورن ، که از حزب آبی و سفیدها جدا شد و استعفا داد ، و معاون سابق رئیس ستاد ارتش اسرائیل ، سرلشکر دان هارل و دیگران پیوست.
دوشنبه گذشته ، هولدای رئوس مطالب برنامه را برای این مهمانی جدید پیشنهاد داد. در این مدت ، او مراقبت کرد که گذشته نظامی خود را به عنوان یک خلبان جنگنده و فرمانده در نیروی هوایی اسرائیل نشان دهد ، تأکید کرد که او در چهار جنگی که اسرائیل انجام داده بود شرکت کرده است ، و اگر این دقیقاً همان چیزی است که او را به حساب می آورد اردوگاه مناسب ، مسئله او را مطرح نمی کند ، بلکه او را خوشحال می کند. البته کلدان اولین کسی نیست که تصمیم می گیرد وارد سیاست اشغال در کشور اشغالگر شود و خود را بفروشد و از جمله به گذشته نظامی خود اعتماد کند و مطمئناً آخرین نفر نخواهد بود. او همچنین بر ویرانه های لیست طولانی سیاستمداران ، چه در آخرین دوره انتخابات عمومی و چه در انتخابات قبلی ، استوار است.
از نظر حقایقی ، می توان خاطر نشان کرد که اولین نخست وزیر ، پس از تأسیس اسرائیل در سال 1948 ، دیوید بن گوریون ، در مورد مدلی تصمیم گرفت که نخست وزیر بتواند نمونه کارهای وزارت دفاع را حفظ کند. این مدل 19 سال متوالی دوام دارد. انتصاب موشه دایان به عنوان وزیر دفاع در آستانه جنگ ژوئن (1967) از دو جهت نقطه عطفی در این مدل بود: تقسیم دفتر نخست وزیر و وزیر دفاع. و انتصاب فردی با سابقه نظامی قابل توجه به سمت وزیر غیرنظامی. پس از این انتصاب ، “سابقه دایان” به عادی تبدیل شد. از نظر آماری ، این مسئله در این واقعیت منعکس می شود که فرماندهان ارشد سابق ارتش اسرائیل از سال 1967 ، به موازات پدیده ورود ارتش به صحنه سیاسی پس از کناره گیری از ارتش ، در بیشتر اوقات به عنوان وزیر دفاع خدمت کرده اند. فعالیت شما
از آن زمان به بعد ، این روند مورد بحث و مجادله قرار گرفت و س questionsالات زیادی را ایجاد کرد ، از جمله مهمترین آنها امکان تفکیک سطوح غیرنظامی و نظامی است ، و این رشته نازک به کجا می رود؟ چگونه با شخصی که از نظامی به غیر نظامی رفته است برخورد کنیم؟ و همچنین این سوال که ارتش حتی پس از انتقال از سطح غیرنظامی به سطح نظامی در جهت گیری های خود باقی می ماند. در این رابطه ، افرادی وجود دارند که معتقدند رویکردی است که العسکری در طول زندگی خود حفظ کرده است. “و اگر این رویکرد اتخاذ شود ، بدون شک تأثیر گسترده ای بر اسرائیل دارد و جابجایی مداوم و گسترده افسران ارشد ارتش در مناصب رهبری سیاسی. این روند نظامی گری سیاست در اسرائیل را نشان می دهد. س Anotherال دیگر این است که آیا ارتش در مناطقی فراتر از صلاحیت خود نفوذ می کند ، بدنبال افزایش نفوذ ارتش و رویکرد امنیتی است و آیا این مسئله / مشکل از قدرت نسبی ارتش در کشور اشغالگر ناشی نمی شود؟ ، به جای ضعف نسبی نهادهای مدنی در آن. این یک ضعف است که در میدان خلائی ایجاد می کند که سطح نظامی را ترغیب می کند تا برای پر کردن آن حرکت کند.
ظاهراً به گفته بسیاری ، احتمال دوم واقعیت نظامیان و سیاستمداران در اسرائیل را بهتر توضیح می دهد. این موضوعی است که در حال حاضر باز مانده است ، بسیاری از تحولات را ترسیم می کند ، از جمله ، برای مثال ، تغییر در ماهیت خطرات امنیتی در سطح منطقه ای و چالش های اقتصادی-اجتماعی ناشی از همه گیری تاج و تخت در سایه ، هر چند به طور انحصاری نیست.
هرچه باشد ، اگر واقعاً چنین باشد ، به این معنی است که سیستم روابط بین دو سطح غیرنظامی و نظامی در اسرائیل به دلیل اعمال محدودیت ها نه تنها در سطح نظامی بلکه به دلیل بی ثباتی نهادهای غیرنظامی نیست. و اندامها





مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *