چگونه ترامپ سیاست و علم خود را تغییر داد


مروان کابالان

مقیاس تغییرات ناشی از ترامپ عمیق است و احتمالاً برخی از تأثیرات آن باقی خواهد ماند. پدیده ترامپ همچنین به علل منجر به آن ادامه خواهد داد و علاقه به مطالعه آن نیز افزایش خواهد یافت.
پیروزی ترامپ در سال 2016 برای بسیاری تعجب آور بود که به دلیل ناتوانی در همراهی با تغییرات عمیقی که جامعه آمریکا در دوره پس از جنگ سرد تحت تأثیر قرار داد و تحولات عمده اقتصادی و فناوری که بسیاری از طبقه متوسط ​​آمریکا (به ویژه طبقه کارگر سفید)) نتوانست کنار بیاید و خود را رو به زوال می گذارد. در نردبان اقتصادی – اجتماعی تا جایی که به پایین خود رسید. آنها از ناتوانی نهادهای منتخب خود در پاسخگویی به آرمانهای خود و “خیانت” نخبگان حاکم ، که مشغول منافع خود بودند ، عصبانی شدند و از ترس آینده و نگرانی در مورد نفوذ روزافزون اقلیتها و افراد رنگین پوست بودند. با ورود اولین مرد غیر سفید پوست به ریاست جمهوری (باراک اوباما) به اوج خود رسید. برای این افراد ، این دیگر “آمریكایی” نیست كه آنها می شناسند. آنها می خواستند آن را بازیابی كنند. آنها آن را در ترامپ یافتند كه از نارضایتی های آنها سوited استفاده كرد و می دانست چگونه با نمایندگی آنها به آنها رسیدگی كند ، بنابراین او را به قدرت رساندند.
نفوذ مداوم ترامپ ، به احتمال زیاد ، به دلیل تغییر واقعیت سیاست آمریکا باقی نخواهد ماند و طرفداران او منتظر بازگشت او به عنوان “ناجی” هستند ، به ویژه که تلخی با افزایش شکایت آنها پس از استقرار ترامپ در ذهن آنها این تصور را دارد که انتخابات از آنها دزدیده شده است ، اما تأثیر آن نیز کاهش خواهد یافت. بیایید با این پدیده کنار بیاییم و آن را آکادمیک مطالعه کنیم.
“پدیده ترامپ” یا همان چیزی که امروزه در ادبیات سیاسی به “ترامپیسم” معروف شده است ، مانند “استالینیسم” ، “ریگانیسم” و “تاچریسم” برای نشان دادن عمق تأثیر آن ، پس از انتخابات 2016 رخ داد. غنی ماده ای برای تحقیق و مطالعه این پدیده به واژگان علوم سیاسی در ایالات متحده و سراسر جهان حمله کرده است و پدیده ترامپ به واقعیت سیاسی مورد معامله او حمله کرده است ، بنابراین اساتید از م institسسات و دانشگاه ها شروع به طراحی مجدد برنامه درسی خود برای همگام شدن با آن می کنند. ترامپ تمام فرضیات دانشگاهی در مورد ایالات متحده ، در زمینه حاکمیت ، سیاست ، انتخابات ، رابطه بین نهادها و شاخه های دولت (مجریه ، قانونگذاری و قضایی) و ترازنامه های آنها و نیز در مورد اختیارات رئیس جمهور ، ارتش و روابط مدرن را لغو کرد ( سنتی و مدرن) ، در مورد آنچه کنگره می تواند انجام دهد و نمی تواند ، و در قانون اساسی و سنت ها ، در مورد کافی بودن قوانین و قوانینی که بر سطوح سطحی حاکم است ، مانند قوانینی که توسط ترامپ اجرا شده است ، در مورد تحقیقات جامعه شناسی و ارزش آن ، در مورد عوامل فروپاشی ملت ها و معنای تبدیل شدن به نبرد بزرگ آمریکا در آنها.
قبل از ترامپ صحبت در کلاس درباره ظهور ملی گرایی در آمریکا آسان نبود. دیدگاه سنتی این است که ناسیونالیسم میراثی است که با شرایط تاریخی اروپا مرتبط است و ظهور آن غالباً بیانگر یک بحران و این احساس است که برای معامله با دیگران خیلی دیر است. اینگونه نیست که ظهور ملی گرایی به بخشی از تصمیمات علوم سیاسی در آمریکا تبدیل شده باشد. در عوض ، پس از تقریباً دو دهه پیروزی نظریه های پیروزی لیبرال دموکراسی و انحطاط عصر ایده های بزرگ (پایان تاریخ) ، راه حل هایی برای مقابله با “بحران” دموکراسی ، از جمله در قلعه های سنتی آن ، در حال ظهور است.
برای دهه های طولانی ، و به دلایل مربوط به این واقعیت که ایالات متحده ، قطب بزرگ در سیستم بین المللی و تأثیرگذارترین در ساختار و تعاملات آن ، سیاست خارجی آمریکا مورد توجه محققان و محققان قرار گرفته است. ترامپ همه چیز را به سمت مخالف سوق داده است ، زیرا بیشتر محققان و دانشجویان علوم سیاسی امروز آمریکا را از درون مطالعه می کنند. شکی نیست که هر دولت آمریکا و هر رئیس جمهور آمریکا متناسب با مشکلاتی که علاقه دولت وی را به خود جلب کرده است ، در مطالعه علوم سیاسی نقش و نفوذ برجای گذاشته است. به عنوان مثال ، دوران کلینتون تحت سلطه تحقیقات در مورد قدرت نرم و اقتصاد بود ، دوران بوش تمرکز خود را به امنیت ملی و سیاست خارجی تغییر داد و دوران اوباما بر تحقیقات در مورد نژاد ، قومیت و وابستگی و سیاست های عمومی مسلط بود ، پیرامون دوره ریاست جمهوری ترامپ ، مانند ملی گرایی ، اقتدارگرایی ، پوپولیسم و ​​ابزارهای آن (سیستم عامل های رسانه های اجتماعی) بعید به نظر می رسد که موقت یا موقت باشند ، زیرا ترامپ نه تنها 230 سال از سنت های سیاسی آمریکا را تغییر داده است ، اما همچنین تغییر روش آنها درک می شوند و از جمله به لحاظ علمی به آنها نزدیک می شوند. اگر علوم اجتماعی همگام نباشند و سعی در درک و تأثیرگذاری در آن نداشته باشند ، ارزش آنها چیست؟





مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *